السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
398
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
جنگهاى چهارگانهاى - كه سيف براى ابو بكر نقل نموده است - اساس و صحت دارد و همهء آن شعرها و قصيدهها و پيروزىها و تسلط و به تصرف در آوردن اراضى و شهرهاى دشمن همگى دروغ و ساختگى است و اصلًا چنين افرادى و چنين مناطقى در جهان آفريده نشده است . محلّى به نام ابرق ريذه ، صحابى شاعر به نام زياد بن حنظله ، و شاعر ديگرى به نام خطيل و راويان حديث به نام سهل بن يوسف ، و عبد الله بن سعيد ، وجود نداشته و همهء اين ها را رمان نويس زبردست و داستان ساز دروغگو و زنديقى به نام سيف بن عمر ، با نيروى خيال خويش آفريده است ! ! آرى تنها چيزى كه در اين مورد صحت دارد و مورّخين ديگر آن را نقل كردهاند آن است كه ابو بكر لشكرى تجهيز نمود و رياست گروه انصار را در اين لشكر به عهدهء « ثابت بن قيس » گذاشت و خالد بن وليد را فرمانده كلّ لكشر قرار داد و به جنگ افرادى كه در « بزاخه » فرود آمده بودند و با مسلمانان قصد جنگ داشتند اعزام نمود و به آنها دستور داد كه پس از آن به جنگ ديگران بروند . آرى ابو بكر غير از اين دو نفر فرماندهى معين نكرده و غير از اين پرچم ، پرچمى در اختيار كسى نگذاشته و خالد بن سعيد را هم به عنوان فرمانده لشكر به جنگ مرتدين « حمقتين » در اطراف شام نفرستاده است ، بلكه خالد بن سعيد پس از پايان جنگهاى مرتدين ، با سربازان جنگى كه به سوى شام مىرفتند به آن جا رفته است . خلاصه اين كه همهء آنچه سيف در اين مورد آورده است بى اساس و ساختگى است و سيف يك پرچم و يك سرلشكر و يك پيمان و يك نامه را هر كدام يازده يازده گفته است و به طورى كه يادآورى نموديم سند اين روايتها هم پايه و اساس ندارد ، زيرا در سند اين روايتها سهل بن يوسف و عبد الله بن سعد آمده است كه گفتيم اين دو نفر از رواياتى هستند كه تخيّلات سيف آنها را به وجود آورده است .